بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

اسرار النقطه 179

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

عوالم ، و امتداد تجليات افاضات وجوديه نفس رحمانى است ، كه بسبب سريان و انبساط آن حقايق علويات و سفليات پيدا شده و بسبب فيضان آن افراد ممكنات و مراتب موجودات هست و ظاهر گرديدند پس برحسب استعداد متكثره و بيشمار اعيان ممكنات ، تصرفات آيات او نيز تكثر پيدا كرده و بسبب تعدد قابليات آثار كمالات ثابته حق متعدد گرديده ، ولى خداوند در ذات قديم و تنزه خود ، از آلايش امكان ، و از گوناگونيهاى تعينات برتر است . و اما وقوع ( كسره ) در باء بسمله اشاره است بر اينكه نقطه كليد گنجينه اعيان كلمات ارقام ، و صورت حروف كتبى است و افتتاح ابواب تعينات او در مظاهر محسوسات و مراتب صورتهاى مختلف در عالم رقم همه از آثار حقيقت نقطه است و اگر نقطه نبود درجات اشكال ، و آثار طبايع مختلف آن و خواص گوناگون و تعين آنها معلوم نمىشد و اشاره بر اين است كه تعين اول وسيله ايجاد عوالم امكانيه ، و كليد عوالم غيبيّه است و او رابطه و واسطهء قدرت حق ، با مقدورات و ممكنات و واسطه علم حق بمعلومات است ، و او سبب افتتاح ابواب حضرت جبروت ( عقول كلّيّه و انوار قاهره ) و حقايق ملكوتيه ( انوار اسفهبديّه باصطلاح حكيم ) و افراد مراتب محسوسات ، و صورت موجودات ، و تجليات شئونيه ، و تعينات شهودى ، گرديده است . و چنان كه نقطه مبدأ و ريشه و اصل صورت‌هاى حروف ارقام بوده و حقايق وجودات حروف بر او برمىگردد ، و منتهى اليه اشكال حروف است همان‌طور اقطار كشور هستى و اطوار مختلف منازل شهود چه آشكار او چه پنهان ، همه از ذات خداوند هست شده‌اند و بازگشتشان به اوست ، و او در عين اينكه آخر همه است آغاز همه است و در عين آغاز بودن آخر ، و در عين خفا ، در تجليات و مظاهر ظهور خود پيدا و آشكار است و بازگشت امور همه بسوى اوست . و نيز بدان كه حضرت حق نقطهء را گنجينهء اسرار حكمت بالغه خود فرموده زيرا حقيقت نقطه ، شامل اقسام خواص حروف و كلمات است ، و در ذات خود انواع اسرار رقوم و اشارات آن را گرد آورده و شرح اين نكات بشمار نيايد ، و شگفتيهاى خواص و تفرقات نقطه را ضبط نتوان كرد زيرا نقطه هيولا و ماده اصلى حروف و كلمات حق است كه درياهاى پهناور در جنب آن تمام شود و از اسرار آن اين است : كه نقطه در ذات خود